فراموشش کرده بودم. اولین دوست دوران دانشگاهم بود. چند سال زندگی آن قدر سخت شده که حتی به خودم تلقین کردم که که ازش متنفرم از همه چیزش. از همه چیزی که به او تعلق دارد. اما حالا دلم برایش تنگ شده. دوستش دارم. مثل همه دوران دوستی مان.
دوستت دارم معماری!

پس نگاشت(پ.ن):
- خانه آبشار اولین خانه ای بود که از زیبایی اش حیرت کردم.
- شما هم لذت ببرید.
- بسوزه پدر این نوستالژی ایرانی ...
- خلاص!
+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 1:2  توسط محمد رضا محسنی راد
|
